!!! استبصار و استحمار
" نامش مهران بود . 62 ساله . متولد قاهره , دارای 5 فرزند , 3 دختر و2 پسر ,کمی سبزه بود , با موهای جوگندمی , شغلش مهندس معماری بود . با لهجه زیبای مصری شروع به صحبت کرد:
مدت 30 سال است که من به شغل معماری مشغولم , در سه کشور کویت, سوریه ومصر کار می کردم. با تجار و مهندسین زیادی دوست بودم . هر دو هفته در یک کشور به شغلم می پرداختم .برج های زیادی تا کنون ساخته ام , این قدر پول داشتم که بتوانم برای خود وخوانواده ام زندگی مرفهی بسازم , اما در این اواخر به معماری اسلا می وقدیمی علاقه مند شده بودم و بنا های زیادی را بررسی کردم . با این که در مسائل کاریم کاملا غرق شده بودم ولی نمازم ترک نمی شد , مذهبم را پذیرفته و تقریبا به آن قانع بودم .
در یکی از این روزها در سوریه در دمشق قدیم قدم می زدم که به مسجد قدیمی برخوردم , ازمعماری آن خوشم امدوارد مسجد شدم , به در ودیوار ومناره آن نگاه می کردم , مجذوب آن شده بودم . نامش مسجد حضرت رقیه بود . در همین احوال بودم که خود را میان جمعیتی دیدم , همه روی زمین نشسته بودند . شخصی با کلاه سفید (به تعبیر خودش) بالای منبر نشسته بود و مردم را موعظه می کرد . من هم نشستم , قصد نداشتم به حرفهایش گوش کنم فقط به در ودیوار زل زده بودم . در پایان کمی به حرفهایش دقت کردم , به دلم نشست . نام این شخص را از بقیه پرسیدم گفتند نامش شیخ عبد الحمید مهاجر است ( یکی از بزرگترین سخنرانان مذهبی در کشورهای عربی)از فکر مناره و مسجد بیرون آمدم و به حرفهای آن شخص فکر کردم . احساس کردم درظلمت شدیدی هستم . این اولین باری بود که انقلاب درون من ایجاد می شد در گذشته فقط به معماری وساختمان و امور دنیوی فکر می کردم . حقیقتا احساس کردم قلبم نورانی شد .
فردا دوباره همان ساعت به همان مسجد رفتم , باز هم او بالای منبر بود , نشستم وبا دقت گوش می کردم هر کلمه ای که می شنیدم تنم به لرزش می افتاد , کم کم داشتم به تشیع علاقه مند می شدم .
پس از مجلس نزد سخنران رفتم , با آغوش باز مرا پذیرفت, از او سوالتی پرسیدم . او نیز بادقت و حوصله به سوالاتم پاسخ می داد .از آن پس هر روز نزد او می رفتم , تا این که یک شیعی کامل شدم "
این خلاصه داستان شخصی بود به نام مهران سالم که به تازگی مستبصر ( از مذهب تسنن به تشیع گرایش پیدا کردن ) شده بود . در شب ولادت حضرت زهرا (س) در مجلسی در خانه یکی از دوستان با وی آشنا شدم . او همراه با دوستش ( آقای محفوظی ) برای زیارت مرقد مطهر امام رضا (ع) وحرم حضرت معصومه (س)به ایران آمده بود .
پس ازشنیدن این داستان از زبان خودش من نیز در فکر فرو رفتم . با خود گفتم ای کاش مانیز به اندازه مهران به مذهب تشیع معتقد بودیم .
متاسفانه در چند سال اخیر در بعضی از استان های مرزی کشور (استانهای سیستان وبلوچستان , خوزستان ,کردستان و... )عکس این قضیه اتفاق می افتد , عده ای از مردم به خاطر محرومیت های زیاد و برخی سیاست های غلط به مذهب تسنن گرایش پیدا می کنند . من این پدیده را استحمار (خر شدن ) نامیدم . که بسی جای تاسف دارد .... .
ادامه موضوع کنکور
چوب مسئولین لای چرخ حذف کنکور بیایید با هم یه نگاهی به آمارهای کنکور سال ۸۵ (از موسسه قلم چی ) داشته باشیم :
شرکت کنندگان رشته تجربی در کنکور سراسری۸۵ به تعداد ۴۲۸۶۵۴ نفر بود . ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته پزشکی حدود ۲۵۴۵ نفر می باشد یعنی از هر ۱۶8 نفر یک نفر در رشته پز شکی روزانه سراسری پذیرفته می شود .ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته دندانپزشکی ۴۱۰ نفر می باشد یعنی از هر ۱۰۵۴ نفر یک نفر در رشته دندانپزشکی روزانه سراسری پذیرفته می شود .ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته دارو سازی ۶۱۵ نفر است . یعنی از هر ۶۹۷ نفر یک نفردر رشته داروسازی روزانه سراسری پذیرفته می شود .
شرکت کنندگان رشته انسانی در کنکور سراسری ۸۵ به تعداد ۵۱۸۸۰۷ نفر بوده است . ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته های روزانه کنکور سراسری (دررشته انسانی ) حدود ۱۲۳۶۴ نفر می باشد . ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته حقوق روزانه حدود ۸۴۰ نفر است یعنی از هر ۵۱۸ نفر یک نفر در رشته حقوق روزانه سراسری پذیرفته می شود .
البته آمارهای سال ۸۶ نبز بسیار به این آمارها شبیه است .
نظر شما درباره ین آمارها چیست ؟با توجه به آمار فوق چند درصد داو طلبان کنکور سراسری هر سه رشته نظری در دانشگاههای روزانه پذیرفته می شوند ؟آیا تمام کسانی که استعداد ورود به دانشگاهها را دارند ولایق تحصیلات عالیه باشند می توانند وارد دانشگاه شوند ؟ در این میان سوال اساسی که دراین رابطه مطرح می شود این است که بقیه چطور؟ متاسفانه در کشور ما بسیاری از استعدادها به خاطر همین سد بزرگ پایمال می شود و خیلی ها به خاطر بد شانسی یا مشکلات گوناگون این امتحان رو خراب می کنند . حالا اگر دختر بود که می توانست سال بعد دوباره وبا امادگی بیشتر کنکور بدهد اما اگر پسر بود مشمول می شد وباید باذلت هرچه تمام تر با مدرک دیپلم به خدمت مقدس سربازی مشرف می شدند و دو سال از بهترین سالهای زندگیش را در پست یا معلوم نبود در کجا تلف می کرد .
این بود که مسئله حذف کنکور در مجلس شورای اسلامی مطرح شد این لایحه بارها به مجلس برده شده بود ولی با رای اکثریت مجلس تصویب نشد . برای نمونه در مجلس ششم ودر زمان ریاست جمهوری اقای خاتمی طرحی به مجلس امد به نام طرح سهمیه بندی جنسیتی کنکور این طرح که از سوی اقلیت فراکسیون مجلس مطرح شده بود ٬ از این قراربود:
طبق این طرح دانشجویان دختر در رشته های پزشکی عمومی و دندانپزشکی نمی توانستند بیش از ۵۰در صد ظرفیت دانشگاهها را اشغال کنند ٬ اما بالاخره تصویب نشد . نظر شما درباره این طرح چیست ؟
در مجلس هفتم نیز زمزمه هایی از احیای دوباره این طرح به گوش می رسید . این طرح در شرایطی درحال طرح شدن بود که در چند سال اخیر ۶۵ درصد ظرفیت دانشگاهها در اختیار دختران قراردارد ٬وهمچنان در حال افزایش است ٬ این اتفاقی است که درتاریخ دانشگاههای ایران بی سابقه و منحصر بفرد است .اما کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این خبر را تکذیب کرد.اخیرا نیز لا یحه حذف کنکور در مجلس مطرح شد . ابتدا وزارت علوم به طرح مجلس چند ایراد وارد کرد (یکی از ایراد های وزارت علوم این بود که نمرات وزارت آموزش و پرورش غیر استا ندارد است و بایداصلاح شود ) که در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بررسی واصلاح شد .
و بالا خره این طرح پس از بحث و بررسی تصویب شد . بر این اساس کنکور سراسری در سال ۱۳۹۰ یعنی سال اول برنامه پنجم توسعه حذف می شود و وزارت آموزش و پرورش تا ان زمان مهلت دارد نمرات خود را استا ندارد سازد .سر انجام پس از تصویب این طرح در مجلس به شورای نگهبان رفت و شورای نگهبان نیز زهر خود را ریخت و چند اشکال از ان گرفت ٬ این طرح قرار است دوباره برگردد مجلس . حرف مجلس این است که به جای سه٬ چهار ساعت سرنوشت داوطلب کنکور را در سه سال یعنی دوره متوسطه تعیین کنیم ولی شورای نگهبان ... .
مسئولین ما نباید ایجاد واهمه کنند ٬ چرکه هدف از حذف کنکور ٬ شایسته سالاری واز بین بردن استرس هایی است که داو طلب و خوانواده اش را یک سال می ازارد
در ضمن به اطلاعتون می رسونم که با چند نفر از دوستان خوب در یک وبلاگ گروهی به نام ( آدمکها ) افتخار همکاری پیدا کردم.اگر مایل بودید،می تونید از این وبلاگ هم دیدن کنید.
تو نظرسنجیم شرکت کنید٬ حتما!!!
کنکور
کنکور:یک کابوس یا سکوی موفقیت برای جوانان؟
کنکور و ما ادرئک ما ا لکنکور. میتونیم ملت رو از این نظر به دو دسته تقسیم کنیم : اونهاییکه کنکور دادن و اونهایی که کنکور ندادن . هر کس درباره کنکور یه فکری می کنه. بعضیها شدیدا به اون علاقه دارن چون بقیه از اون بیزارن و نمی تونن توش موفق بشن ودر واقع از نتونستن دیگران لذت میبرن . بعضی ها از اون خوششون میاد چون یه رقابت بزرگه وازاینکه توش شرکت میکنن خوشحالن و بعضی های دیگه شدیدا ازش متنفرن و براش ارزوی مرگ می کنن . حالا شما عضو کدوم دسته اید ؟
همون طور که می دونید کنکور امسال نزدیکه و کلی ادم توش رقابت می کنن بعضی هاموفق میشن و کنکور براشون سکوی پرتابی برای اینده و موفقیت می شه وبعضی ها هم دست رد به سینشون میزنه و با بی رحمی هرچه تمام تر فقط شرمندشون میشه.
واقعا چرا؟ چرا کنکور ؟ چرا این ازمون چهار پنج ساعته غیر استاندارد
باید سنگ محک ورود به دانشگاههای ما بشه . شاید یه عده بگن اگه این نباشه پس چی باشه یعنی هر کی ازسر راه میرسه وارد دانشگاه بشه؟ یعنی این مملکت فقط دکتر مهندس میخاد کارای دیگه چی . خوب
اگه همه تحصیلات عالی داشته باشن کسی دیگه سراغ اون کارا نمیره . اون موقع زباله هاتون رو کی جمع کنه . یه عده هم با این مو ضوع مخالفن ومعتقدن چه اشکالی دارهمه ملت با فرهنگ بشن و تحصیلات عالی داشته باشن .
راستی میدونید کنکور فکر چند نفر رو مشغول خودش کرده, چند نفر
شبها کابوس کنکورمیبینن , چند نفر سر جلسه از حال میرن وغش می
کنن , چند نفر به خاطر همین مسئله دچار افسردگی می شن ,چند نفر این روزها به " تب کنکور" مبتلا می شن و چند نفر… .
این مسئله فقط فکر جوون ها رو مشغول نکرده بلکه کنکور موضوع بحث اغلب پدر مادرهاییه که فرزند لب کنکوری دارن و شاید سالها براش برنامه ریزی و پس اندازکنن .
ایا کنکور حذف خواهد شد ؟ یا تغییراتی در اون ایجاد می شه ؟ مجلس و دولت و بقیه دولت مردان چه تصمیمی دربارش میگیرن ؟ اگه حذف بشه چه چیزی جاشو می گیره ؟مناسب ترین راه برای سنجش چیست ,یک ازمون سخت مثل کنکور یا … ؟
وهزاران سوال دیگه ای که ممکنه در این مورد طرح بشه و ما سعی می کنیم به یکی از این هزارتا حداقل جواب بدیم
این موضوع ادامه دارد …
اگر با این پدیده موافق یا مخالفید , اگه پشت کنکورید , اگه دانشجو یا
دانش اموزید , یا والدین یکی از این دوتا یید ,یا اگه طرح یا ایدهای
دارید نظر بدید و بحث کنید .


